تصاویر رو دیدی و خوشت اومد ، نظر یادت نره ...

برای دیدن ادامه ی عکس ها به ادامه ی مطلب برو ...
ادامه مطلب...
بخش اول
داستانی که عشقم برام نوشته و من برای شما دوستان عزیز میذارم توی وبلاگ تا شاید شما هم به فکر عشق بیفتید .
سلام به همگی دوستان ...
راستش من نه داستان نویسم و نه سر رشته ی زیادی تو این کار دارم ولی از روزی که برای اولین بار عاشق شدم تصمیم گرفتم داستان عاشقیمو بنویسم . نمیخواستم بذارم توی سایت ولی ...
داستان رو از دست ندیا . اول ثبت نام کن و بعد به توضیحات توجه کن تا مطلب باز شه ...
ادامه مطلب...
برج حمل (فروردین) بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند ....
پیشنهاد میکنم همه بخونن . برای ادامه ی متن به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...
ادامه مطلب...
زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!
ادامه مطلب...
یا تو زیباتر شدی یا چشام بارونیه .. این قفس بازه ولی قلب من زندونیه
من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت .. تو نباشی میپره عطرتم از پیرهنت
میخوام آروم شم تو نمیذاری .. هر دو بی رحمن عشق و بیزاری
همه دنیامو زیر و رو کردم .. تو رو شاید دیر آرزو کردم
ادامه مطلب...
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرکار به خانه باز میگشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان در برف ایستاده. اسمیت از ماشین پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت من آمدهام کمکتان کنم. زن گفت صدها ماشین از روبروی من رد شدند، اما کسی نایستاد، این واقعاً لطف شماست.
ادامه مطلب...